روان‌رنجوری‌های جنگی: چیستی و اهمیت آن‌ها

گروه روانکاوی پارسی زبانان مجال

روان‌رنجوری‌های جنگی: چیستی و اهمیت آن‌ها

نوشته‌ی: دبیلیو رونالد دی. فیربرن

مترجم: گروه روانکاوی پارسی زبانان مجال                                       

نظارت علمی و تخصصی بر ترجمه: فاطمه ناجی میدانی

نتایج و استنباط‌هایی که من در رابطه با ماهیتِ به‌اصطلاح «نوروزهای جنگی» به آن‌ها دست یافته‌ام، بر پایه‌ی تجربیاتم از وضعیت‌های آسیب‌شناختیِ روانی (سایکوپاتولوژیک) در میان پرسنل نظامی طی جنگِ کنونی است؛ و به‌ویژه [حاصلِ تجربه‌ام] در بیمارستانی مخصوص است که تا همین اواخر، بخشی از «خدمات فوریت‌های پزشکیEmergency Medical Service (خدمات پزشکی اورژانسی) محسوب می‌شد.

عاملِ ضربه‌زننده (تروماتیک)

اصطلاح «نوروزهای جنگی» طیف گسترده‌ای از وضعیت‌های بالینی را در بر می‌گیرد؛ و اکنون توافقی نسبتاً کلی میان روان‌پزشکان وجود دارد که تا آنجا که به *نشانه‌شناسی (Symptomatology) مربوط می‌شود، نوروزهای جنگی هیچ ویژگی متمایزکننده‌ای ندارند که آن‌ها را به‌طور قاطع از حالات مختلف سایکونوروتیک (روان‌نژندی) و سایکوتیک (روان‌پریشی) که در زمان صلح شایع هستند، جدا کند. بر همین اساس، برخی از روان‌پزشکان پیشنهاد داده‌اند که دقیق‌تر آن است که به جای «نوروزهای جنگی»، از عبارت «نوروزها در زمان جنگ» استفاده کنیم.

از سوی دیگر، روان‌پزشکانی هستند که معتقدند در موارد مربوط به پرسنل نظامی، باید میان دو گروه تمایز قائل شد:

۱) گروهی از حالات آسیب‌شناختیِ روانی که به نظر می‌رسد توسط «جنگِ فعال» برانگیخته (Precipitated) شده‌اند.

۲) حالاتِ آسیب‌شناختیِ آشنایی که بر حسب تصادف در طول خدمت سربازی رخ می‌دهند، اما ممکن بود به همان اندازه در زندگی غیرنظامی نیز رخ دهند.

به نظر می‌رسد این تلاش برای تمایز گذاردن، بر این مشاهده استوار است که در بخش قابل توجهی از موارد نظامی، یک وضعیت آسیب‌شناختی روانی درست متعاقبِ (Supervened upon) یک تجربه‌ی تروماتیکِ مرتبط با جنگ (مثلاً انفجار خمپاره در نزدیکی فرد یا انفجار بمب) پدیدار شده است. در مقابلِ این مشاهده، باید خاطرنشان کرد که «نوروزهای تروماتیک» به هیچ وجه در زمان صلح ناشناخته نیستند؛ و در اینجا باید به خاطر داشت که اگر این نوروزها در زمان صلح کمتر از زمان جنگ شایع هستند، به این دلیل است که خودِ «تجربیات تروماتیکِ خشونت‌آمیز» نیز در زمان صلح کمتر رخ می‌دهند.

در واقع، غیرمعمول نیست سربازی را بیابیم که از نوروز تروماتیکِ ناشی از جنگ رنج می‌برد، اما در سابقه‌ی خود، پیشینه‌ی یک نوروز تروماتیک در زندگی غیرنظامی را نیز دارد. همچنین در درصد قابل توجهی از موارد نظامی، مشخص می‌شود ترومایی که نوروز جنگی بر آن سوار شده است، واقعه‌ای بوده (مثلاً یک تصادف رانندگی) که صرفاً به صورت جنبی و اتفاقی با شرایط جنگ مرتبط بوده است. با این حال، غیرممکن است که بتوان مسئله‌ی نقشِ تجربیات تروماتیک را در بروز نوروزهای جنگی نادیده گرفت، بدون آنکه درنگ کنیم و بیندیشیم که اصلاً چه چیزی یک «تجربه‌ی تروماتیک» را می‌سازد (ماهیت تروما چیست).

بسیار فراتر از حدِ معمول تصور می‌شود که تجربه‌ی تروماتیک (ضربه‌زننده)، تجربه‌ای است که یک وضعیتِ آسیب‌شناختیِ روانی را از نو (de novo) پدید می‌آورد. با این حال، زمانی که بررسی‌ها به اندازه‌ی کافی دقیق و موشکافانه باشند، به ندرت می‌توان موردی یافت که در آن نتوان شواهدی از ویژگی‌های آسیب‌شناختیِ پیش‌موجود را در تاریخچه‌ی قبلی [بیمار] شناسایی کرد. بر این اساس، منطقی است نتیجه بگیریم که تجربه‌ی تروماتیک، تجربه‌ای است که از طریق فعال‌سازیِ عواملِ آسیب‌شناختیِ پیش‌موجود اما تاکنون نهفته (Latent)، موجبِ برانگیختنِ یک واکنشِ سایکوپاتولوژیک می‌شود. صحتِ این نتیجه‌گیری با این واقعیت تایید می‌شود که در مواردِ خاصی، می‌توان درجه‌ی بسیار بالایی از اختصاصی بودن (Specificity) را در تجربه‌ی تروماتیک مشاهده کرد.

 

باید پذیرفت که در بسیاری از موارد، اثباتِ «اختصاصی بودنِ» تجربه‌ی تروماتیک به هیچ وجه آسان نیست. با این وجود، همین موضوع نیز زمانی که اصلِ اختصاصی بودن به رسمیت شناخته شود، می‌تواند واجد اهمیت باشد. همچنین این واقعیت که در بسیاری از موارد اصلاً مشخص نیست چرا یک موقعیت که منجر به بروز وضعیت آسیب‌شناختی شده، باید اصلاً «خاصیت تروماتیک» داشته باشد، حائز اهمیت است؛ چرا که بسیاری از تجربیاتی که ثابت می‌شود تروماتیک بوده‌اند، در ظاهر و به خودیِ خود، نسبتاً ناچیز و بی‌اهمیت به نظر می‌رسند.

بررسی‌ها طیفِ خیره‌کننده‌ای از تجربیات تروماتیک را آشکار می‌کنند، همان‌طور که در مثال‌های زیر (که کم‌وبیش به صورت تصادفی از مواردی که با آن‌ها مواجه شده‌ام انتخاب شده‌اند) دیده می‌شود:

پرتاب شدن بر اثر انفجار بمب، گرفتار شدن در کابینِ یک کشتیِ اژدرافکن، مشاهده‌ی قتل‌عامِ پناهندگانِ غیرنظامی، ناچار شدن به خفه کردنِ یک نگهبان آلمانی برای دفاع از خود، تنها گذاشته شدن توسط یک افسر در وضعیتی دشوار، متهم شدن به هم‌جنس‌گرایی توسط سربازی دیگر، رد شدنِ درخواست مرخصی برای رفتن به خانه به خاطر زایمان همسر، و حتی فریاد شنیدن از سوی سرگروهبان.

وقتی وسعتِ چنین مجموعه‌ای را در نظر می‌گیریم، این پرسش ممکن است برای ما ایجاد شود که آیا در بسیاری از موارد، خودِ خدمتِ نظامی به تنهایی نمی‌تواند آن تجربه‌ی تروماتیکی باشد که منجر به بروز نوروز جنگی می‌شود؟

عاملِ وابستگی نوزادگونه

بر اساس داده‌های گردآوری‌شده...

برای تهیه‌ی مقاله و مطالعه کامل لطفا کلیک کنید.

متن کامل مقاله